die Gefühlsskala

Aussprache: /ɡəˈfyːlsˌskaːla/
Worttrennung: Ge·fühlss·ka·la
اسم

مقیاس احساسات

Bedeutungen

1

یک مقیاس یا ابزار اندازه‌گیری که برای ارزیابی شدت یا درجه احساسات مختلف مانند درد، شادی یا اضطراب استفاده می‌شود.

  • Der Arzt bat den Patienten, seinen Schmerz auf einer Skala von 1 bis 10 zu bewerten.پزشک از بیمار خواست درد خود را در مقیاس ۱ تا ۱۰ ارزیابی کند.
  • Die Gefühlsskala hilft Therapeuten, den emotionalen Zustand ihrer Klienten zu verstehen.مقیاس احساسات به درمانگران کمک می‌کند تا وضعیت عاطفی مراجعان خود را درک کنند.
  • In der Umfrage wurde eine Gefühlsskala verwendet, um die Zufriedenheit der Mitarbeiter zu messen.در نظرسنجی از مقیاس احساسات برای اندازه‌گیری رضایت کارکنان استفاده شد.