der Geflüchteter
پناهجو، آواره، مهاجر فراری
Bedeutungen
1
شخصی که به دلیل جنگ، آزار و اذیت یا بلایای طبیعی مجبور به ترک خانه و کشور خود شده و به دنبال پناهندگی است.
- Der Geflüchtete erzählte von seiner gefährlichen Reise.پناهجو از سفر خطرناک خود گفت.
- Viele Organisationen helfen dem Geflüchteten bei der Integration.بسیاری از سازمانها به پناهجو در ادغام کمک میکنند.
- Die Zahl der Geflüchteten ist in den letzten Jahren gestiegen.تعداد پناهجویان در سالهای اخیر افزایش یافته است.