der Gefolgsmann
پیرو، طرفدار، دنبالهرو، ملازم
Bedeutungen
1
شخصی که به یک رهبر، فرمانروا یا ایدئولوژی وفادار است و از او حمایت میکند؛ پیرو یا دنبالهرو.
- Der König zog mit seinen treuen Gefolgsleuten in die Schlacht.پادشاه با ملازمان وفادار خود به نبرد رفت.
- Als Gefolgsmann des Ritters musste er ihm in allen Belangen dienen.به عنوان پیرو شوالیه، او مجبور بود در همه امور به او خدمت کند.
- Viele Menschen wurden zu Gefolgsleuten des charismatischen Anführers.بسیاری از مردم به پیروان رهبر کاریزماتیک تبدیل شدند.
2
کسی که به طور منظم از یک فرد یا گروه خاص پیروی میکند یا از آنها حمایت میکند؛ طرفدار.
- Er war ein bekannter Gefolgsmann der Oppositionspartei.او یکی از طرفداران شناخته شده حزب مخالف بود.
- Die Gefolgsleute des Künstlers schätzten seine innovativen Werke.طرفداران این هنرمند از آثار نوآورانه او قدردانی میکردند.
- Sie versammelte eine Gruppe von Gefolgsleuten um sich, um ihre Ziele zu erreichen.او گروهی از حامیان را برای رسیدن به اهدافش گرد هم آورد.