der Gefolgsmann

Aussprache: /ɡəˈfɔlksˌman/
Worttrennung: Ge·folgs·mann
اسم

پیرو، طرفدار، دنباله‌رو، ملازم

Bedeutungen

1

شخصی که به یک رهبر، فرمانروا یا ایدئولوژی وفادار است و از او حمایت می‌کند؛ پیرو یا دنباله‌رو.

  • Der König zog mit seinen treuen Gefolgsleuten in die Schlacht.پادشاه با ملازمان وفادار خود به نبرد رفت.
  • Als Gefolgsmann des Ritters musste er ihm in allen Belangen dienen.به عنوان پیرو شوالیه، او مجبور بود در همه امور به او خدمت کند.
  • Viele Menschen wurden zu Gefolgsleuten des charismatischen Anführers.بسیاری از مردم به پیروان رهبر کاریزماتیک تبدیل شدند.
2

کسی که به طور منظم از یک فرد یا گروه خاص پیروی می‌کند یا از آنها حمایت می‌کند؛ طرفدار.

  • Er war ein bekannter Gefolgsmann der Oppositionspartei.او یکی از طرفداران شناخته شده حزب مخالف بود.
  • Die Gefolgsleute des Künstlers schätzten seine innovativen Werke.طرفداران این هنرمند از آثار نوآورانه او قدردانی می‌کردند.
  • Sie versammelte eine Gruppe von Gefolgsleuten um sich, um ihre Ziele zu erreichen.او گروهی از حامیان را برای رسیدن به اهدافش گرد هم آورد.