das Gegenüber
طرف مقابل، روبرو، همتا
Bedeutungen
1
شخص یا گروهی که در موقعیتی در مقابل فرد یا گروه دیگر قرار دارد، مانند در یک بحث، رقابت یا مذاکره.
- Er blickte seinem Gegenüber direkt in die Augen.او مستقیماً به چشمان طرف مقابلش نگاه کرد.
- Die beiden Politiker diskutierten intensiv mit ihrem jeweiligen Gegenüber.دو سیاستمدار به شدت با طرف مقابل خود بحث کردند.
- Sie musste sich ihrem Gegenüber im Schach stellen.او مجبور بود در شطرنج با حریف خود روبرو شود.
2
شخصی که در مقابل فردی زندگی میکند یا کار میکند؛ همسایه.
- Ihr Gegenüber im Stockwerk über ihr war sehr laut.همسایه طبقه بالای او بسیار پر سر و صدا بود.
- Wir haben ein gutes Verhältnis zu unseren Gegenübern im Büro.ما رابطه خوبی با همکاران روبروی خود در دفتر داریم.
- Der neue Laden hat viele Stammkunden als Gegenüber.مغازه جدید مشتریان ثابتی به عنوان همسایه دارد.
3
موقعیت یا مکانی که در مقابل یا روبروی چیزی قرار دارد.
- Das Café liegt direkt dem Park gegenüber.کافه درست روبروی پارک قرار دارد.
- Auf der gegenüber Seite der Straße befindet sich ein Supermarkt.در سمت مقابل خیابان یک سوپرمارکت وجود دارد.
- Das Denkmal steht dem historischen Gebäude gegenüber.این بنای یادبود روبروی ساختمان تاریخی قرار دارد.