die Gegenbehauptung
ادعای متقابل، ادعای مخالف
Bedeutungen
1
ادعایی که در پاسخ به ادعای دیگری مطرح میشود و آن را رد یا با آن مخالفت میکند.
- Der Angeklagte erhob eine Gegenbehauptung zu den Vorwürfen.متهم ادعای متقابلی را در قبال اتهامات مطرح کرد.
- In der Debatte präsentierte er eine starke Gegenbehauptung.او در مناظره یک ادعای مخالف قوی ارائه کرد.
- Die Gegenbehauptung des Anwalts überzeugte die Jury.ادعای متقابل وکیل هیئت منصفه را متقاعد کرد.