der Gegenbewerber
رقیب، رقیب انتخاباتی، رقیب شغلی
Bedeutungen
1
شخصی که در یک رقابت، انتخابات یا برای موقعیت شغلی با شخص دیگری (فرد اصلی یا مدعی) رقابت میکند.
- Der amtierende Bürgermeister hat einen starken Gegenbewerber.شهردار فعلی یک رقیب انتخاباتی قدرتمند دارد.
- Bei der Stellenausschreibung gab es mehrere Gegenbewerber für die Position.در آگهی شغلی، چندین رقیب برای این سمت وجود داشت.
- Der Favorit sah seinen Gegenbewerber als keine ernsthafte Bedrohung.مدعی اصلی، رقیب خود را تهدید جدی نمیدانست.