die Gegenkandidatin
رقیب انتخاباتی (زن)
Bedeutungen
1
زنی که در یک رقابت انتخاباتی، در مقابل نامزد یا نامزدهای دیگر قرار میگیرد و برای کسب یک سمت یا کرسی رقابت میکند.
- Die Gegenkandidatin hielt eine leidenschaftliche Rede.رقیب انتخاباتی سخنرانی پرشوری ایراد کرد.
- Sie ist die stärkste Gegenkandidatin des amtierenden Bürgermeisters.او قویترین رقیب انتخاباتی شهردار فعلی است.
- Die Wähler entscheiden, wer die bessere Gegenkandidatin ist.رأیدهندگان تصمیم میگیرند که کدام رقیب انتخاباتی بهتر است.