der Gegenkläger

Aussprache: /ˈɡeːɡn̩ˌklɛːɡɐ/
Worttrennung: Ge·gen·klä·ger
اسم

خواهان دعوای متقابل، خوانده در دعوای متقابل

Bedeutungen

1

در حقوق، شخصی که در یک دعوای حقوقی، علیه خواهان اصلی، دعوای متقابل (Widerklage) مطرح می‌کند.

  • Der Beklagte wurde zum Gegenkläger, als er seine eigenen Forderungen geltend machte.خوانده زمانی که ادعاهای خود را مطرح کرد، به خواهان دعوای متقابل تبدیل شد.
  • Der Anwalt prüfte, ob sein Mandant als Gegenkläger auftreten sollte.وکیل بررسی کرد که آیا موکلش باید به عنوان خواهان دعوای متقابل عمل کند یا خیر.
  • In diesem Fall ist der ursprüngliche Kläger nun der Beklagte und der ursprüngliche Beklagte der Gegenkläger.در این پرونده، خواهان اصلی اکنون خوانده و خوانده اصلی، خواهان دعوای متقابل است.