die Gegenkraft
نیروی مخالف، نیروی بازدارنده
Bedeutungen
1
نیرویی که در جهت مخالف یک نیروی دیگر عمل میکند و اثر آن را کاهش میدهد یا خنثی میکند.
- Die Gegenkraft des Wassers bremste das Boot ab.نیروی مخالف آب، قایق را کند کرد.
- Bei jeder Aktion gibt es eine gleich große, aber entgegengesetzte Reaktion, eine Gegenkraft.برای هر عمل، یک واکنش با اندازه برابر اما در جهت مخالف، یک نیروی مخالف، وجود دارد.
- Der Fallschirm erzeugt eine starke Gegenkraft, die den freien Fall verlangsamt.چتر نجات یک نیروی مخالف قوی ایجاد میکند که سقوط آزاد را کند میکند.