die Gegenleistung
پاداش، جبران، عمل متقابل
Bedeutungen
1
چیزی که در ازای دریافت یا انجام کاری به دست میآید یا داده میشود؛ پاداش، جبران، یا عمل متقابل در یک معامله یا رابطه.
- Für seine harte Arbeit erhielt er eine angemessene Gegenleistung.او در ازای کار سخت خود، پاداش مناسبی دریافت کرد.
- Die Gegenleistung für den Verkauf des Hauses war eine beträchtliche Summe Geld.عوض فروش خانه، مبلغ قابل توجهی پول بود.
- Im Tauschhandel ist die Gegenleistung oft eine Ware oder Dienstleistung.در تجارت پایاپای، عوض اغلب کالا یا خدمتی است.