die Gegenmaßnahme

Aussprache: /ˈɡeːɡn̩ˌmaːsˌnaːmə/
Worttrennung: Ge·gen·maß·nah·me
اسم

اقدام متقابل

Bedeutungen

1

عملی که برای مقابله با یک اقدام یا وضعیت نامطلوب انجام می‌شود؛ اقدامی که در پاسخ به تهدید یا مشکل صورت می‌گیرد.

  • Die Regierung ergriff strenge Gegenmaßnahmen gegen die steigende Kriminalität.دولت اقدامات متقابل شدیدی را علیه جرم و جنایت رو به افزایش اتخاذ کرد.
  • Als Gegenmaßnahme zur Dürre wurden neue Bewässerungssysteme installiert.به عنوان اقدام متقابل در برابر خشکسالی، سیستم‌های آبیاری جدیدی نصب شد.
  • Die Firma kündigte eine Gegenmaßnahme gegen die feindliche Übernahme an.این شرکت اقدام متقابلی علیه خرید خصمانه اعلام کرد.