der Gegenschwäher
پدرشوهر/پدرزن فرزند (پدر همسر فرزند)
Bedeutungen
1
اصطلاحی که به پدر همسر فرزند اشاره دارد؛ یعنی پدرِ داماد یا پدرِ عروس.
- Der Gegenschwäher des Bräutigams half bei den Hochzeitsvorbereitungen.پدر همسرِ داماد (پدر عروس) در آمادهسازیهای عروسی کمک کرد.
- Wir haben uns gut mit unseren Gegenschwägern verstanden.ما با پدران همسران فرزندانمان (پدرشوهر/پدرزنها) به خوبی کنار آمدیم.
- Der Gegenschwäher der Braut lud alle Gäste zu sich nach Hause ein.پدر همسرِ عروس (پدر داماد) همه مهمانان را به خانهاش دعوت کرد.