das Gegenstück
جفت، مکمل، قرینه، معادل
Bedeutungen
1
چیزی که با چیز دیگری مطابقت دارد، مکمل آن است، یا به عنوان جفت یا قرینه آن عمل میکند؛ میتواند در ابعاد، شکل، عملکرد یا مفهوم باشد.
- Dieser Schraubenschlüssel hat kein passendes Gegenstück in meinem Werkzeugkasten.این آچار پیچگوشتی، جفت مناسبی در جعبه ابزار من ندارد.
- Die beiden Teile sind das perfekte Gegenstück zueinander.این دو قطعه جفت کاملی برای یکدیگر هستند.
- Für jede Aktion gibt es ein Gegenstück, eine Reaktion.برای هر عملی، یک معادل یا واکنش وجود دارد.