die Gegenstimme
رای مخالف، صدای مخالف
Bedeutungen
1
رأیی که در یک رأیگیری یا تصمیمگیری گروهی، برخلاف رأی اکثریت یا پیشنهاد مطرح شده، داده میشود؛ ابراز مخالفت با یک پیشنهاد.
- Bei der Abstimmung gab es nur eine einzige Gegenstimme gegen den neuen Haushaltsplan.در رأیگیری، فقط یک رأی مخالف علیه بودجه جدید وجود داشت.
- Seine Gegenstimme wurde im Protokoll vermerkt, obwohl sie die Entscheidung nicht änderte.رأی مخالف او در صورتجلسه ثبت شد، اگرچه تصمیم را تغییر نداد.
- Die Gegenstimme des Mitglieds zeigte seine Unzufriedenheit mit dem Vorschlag.رأی مخالف آن عضو، نارضایتی او را از پیشنهاد نشان داد.