der Gegenvorwurf
اتهام متقابل، تلافی جویی
Bedeutungen
1
اتهامی که در پاسخ به اتهام وارده مطرح میشود؛ پاسخ اتهامگونه.
- Anstatt sich zu verteidigen, erhob er einen Gegenvorwurf.او به جای دفاع، اتهام متقابلی را مطرح کرد.
- Der Gegenvorwurf lenkte von der eigentlichen Schuld ab.اتهام متقابل، توجه را از تقصیر اصلی منحرف کرد.
- Sie wies die Anschuldigung zurück und machte einen Gegenvorwurf.او اتهام را رد کرد و اتهام متقابلی را مطرح نمود.
2
عملی که به عنوان تلافی یا پاسخ به یک اقدام منفی یا خصمانه انجام میشود.
- Seine Reaktion war ein klarer Gegenvorwurf auf die Beleidigung.واکنش او پاسخی روشن به توهین بود.
- Der Gegenvorwurf verschärfte den Konflikt zwischen den beiden Parteien.اتهام متقابل، درگیری بین دو طرف را تشدید کرد.
- Er versuchte, die Situation durch einen Gegenvorwurf zu deeskalieren, was jedoch misslang.او سعی کرد با یک اقدام تلافیجویانه، وضعیت را آرام کند، اما موفق نشد.