die Gegenweisung
دستورالعمل متقابل، دستور مخالف
Bedeutungen
1
دستور یا راهنمایی که در پاسخ به یک دستور قبلی صادر میشود و یا با آن در تضاد است.
- Der Mitarbeiter erhielt eine Gegenweisung, die seine ursprüngliche Aufgabe änderte.کارمند دستورالعمل متقابلی دریافت کرد که وظیفه اصلی او را تغییر داد.
- Die Gegenweisung des Chefs widersprach den vorherigen Anweisungen.دستور مخالف رئیس با دستورالعملهای قبلی مغایرت داشت.
- Aufgrund einer Gegenweisung musste das Team seine Pläne überarbeiten.به دلیل یک دستورالعمل متقابل، تیم مجبور شد برنامههای خود را بازنگری کند.