die Gegenwirkung

Aussprache: /ˈɡeːɡn̩ˌvɪrkʊŋ/
Worttrennung: Ge·gen·wir·kung
اسم

اثر متقابل، واکنش مخالف، اثر معکوس

Bedeutungen

1

واکنش یا اثری که در نتیجه یک عمل یا نیروی اولیه به وجود می‌آید و معمولاً در جهت مخالف آن عمل می‌کند. این مفهوم در فیزیک (قانون سوم نیوتن) و همچنین در روابط اجتماعی و سیاسی کاربرد دارد.

  • Jede Aktion hat eine gleich große Gegenwirkung.هر عملی، عکس‌العملی برابر با خود دارد.
  • Die Regierung spürte die Gegenwirkung der öffentlichen Meinung gegen ihre Politik.دولت، واکنش مخالف افکار عمومی نسبت به سیاست‌هایش را احساس کرد.
  • Die Gegenwirkung der Feder dämpft den Aufprall.اثر متقابل فنر، ضربه را جذب می‌کند.