der Gegenzug

Aussprache: /ˈɡeːɡn̩ˌt͡suːk/
Worttrennung: Ge·gen·zug
اسم

ضد حمله، حرکت متقابل، قطار برگشتی

Bedeutungen

1

یک حرکت یا اقدام متقابل در پاسخ به یک اقدام قبلی، به ویژه در جنگ یا بازی‌های استراتژیک.

  • Nach dem Angriff startete die Armee einen starken Gegenzug.پس از حمله، ارتش یک ضد حمله قوی را آغاز کرد.
  • Der Schachspieler plante seinen nächsten Gegenzug sorgfältig.شطرنج‌باز حرکت بعدی خود را با دقت برنامه‌ریزی کرد.
  • Die diplomatischen Verhandlungen führten zu einem unerwarteten Gegenzug.مذاکرات دیپلماتیک منجر به یک اقدام متقابل غیرمنتظره شد.
2

در راه‌آهن، قطاری که به سمت مبدأ خود بازمی‌گردد یا قطاری که برای حمل و نقل برگشتی استفاده می‌شود.

  • Der Gegenzug für die Güter wurde bereits vorbereitet.قطار برگشتی برای کالاها از قبل آماده شده بود.
  • Der Lokführer wartete auf das Signal für den Gegenzug.لوکوموتیوران منتظر سیگنال برای قطار برگشتی بود.
  • Der Gegenzug brachte die leeren Waggons zurück zum Depot.قطار برگشتی واگن‌های خالی را به انبار بازگرداند.