die Gegenzeugin

Aussprache: /ˈɡeːɡn̩ˌtsɔɪ̯ɡɪn/
Worttrennung: Ge·gen·zeu·gin
اسم

شاهد زن مخالف

Bedeutungen

1

زنی که در یک دادگاه یا موقعیت مشابه، شهادتی مخالف یا متناقض با شهادت شاهد یا طرف دیگر ارائه می‌دهد.

  • Die Gegenzeugin belastete den Angeklagten schwer.شاهد زن مخالف، متهم را به شدت تحت فشار قرار داد (شهادت داد).
  • Die Verteidigung hoffte, dass die Gegenzeugin die Aussage des Hauptzeugen widerlegen würde.وکلای مدافع امیدوار بودند که شاهد زن مخالف، اظهارات شاهد اصلی را رد کند.
  • Als Gegenzeugin wurde sie vorgeladen, um eine andere Perspektive darzulegen.او به عنوان شاهد زن مخالف احضار شد تا دیدگاه متفاوتی را بیان کند.