der Gehängter

Aussprache: /ɡəˈhɛŋktɐ/
Worttrennung: Ge·häng·ter
اسم

دار زده شده (شخص)

Bedeutungen

1

شخصی که به وسیله طناب و از طریق حلق‌آویز کردن اعدام شده یا کشته شده است.

  • Der Gehängte wurde am Morgen vom Galgen entfernt.شخص دار زده شده صبح از چوبه دار پایین آورده شد.
  • Die Geschichte erzählt von einem Gehängten, der zu Unrecht verurteilt wurde.این داستان درباره شخصی دار زده شده است که به ناحق محکوم شده بود.
  • Das Bild zeigte einen Gehängten in einem alten Gemälde.این تصویر، شخصی دار زده شده را در یک نقاشی قدیمی نشان می‌داد.