اسم
محوطه محصور، قفس بزرگ (حیوانات)
جملات نمونه برای Gehege:
In meinem ''Gehege'' halte ich Tiger.
من در محوطه خودم ببر نگهداری میکنم.
Die ''Gehege'' der Großkatzen sind seit dem Umbau des Zoos viel geräumiger.
محوطههای گربهسانان بزرگ از زمان بازسازی باغ وحش بسیار جادارتر شدهاند.
„Darum muß neben den Frauen bald auch das Federvieh im Moor versteckt werden; eilig wird dort ein ''Gehege'' gebaut.“
«به همین خاطر به زودی علاوه بر زنان، مرغان خانگی نیز باید در مرداب پنهان شوند؛ عجولانه محوطهای در آنجا ساخته میشود.»