das Geheimgefängnis
زندان مخفی
Bedeutungen
1
یک زندان که به صورت مخفیانه اداره میشود و معمولاً برای نگهداری یا شکنجه زندانیان بدون اطلاع عمومی یا رعایت قوانین استفاده میشود.
- Die Organisation betrieb ein illegales Geheimgefängnis in den Bergen.این سازمان یک زندان مخفی غیرقانونی در کوهستان اداره میکرد.
- Nach dem Krieg kamen Beweise für ein Geheimgefängnis ans Licht.پس از جنگ، شواهدی مبنی بر وجود یک زندان مخفی آشکار شد.
- Die Untersuchung deckte die Existenz eines Geheimgefängnisses auf.تحقیقات وجود یک زندان مخفی را فاش کرد.