die Geheimniskrämerei
رازدارى، پنهانکاری، مرموزبازی
Bedeutungen
1
رفتار یا عملی که با پنهان کردن اطلاعات، ایجاد ابهام یا رفتار مرموز همراه است؛ تمایل به حفظ اسرار.
- Die ständige Geheimniskrämerei des Chefs machte die Mitarbeiter nervös.پنهانکاری مداوم رئیس، کارکنان را عصبی میکرد.
- Er mochte keine Geheimniskrämerei und bevorzugte offene Kommunikation.او پنهانکاری را دوست نداشت و ارتباط باز را ترجیح میداد.
- Die Geheimniskrämerei um das neue Projekt weckte die Neugier aller.رازآلود بودن پروژه جدید، کنجکاوی همه را برانگیخت.