die Geheimpolizistin
پلیس مخفی زن (عضو پلیس مخفی)
Bedeutungen
1
یک افسر پلیس زن که به صورت ناشناس و در لباس مبدل برای جمعآوری اطلاعات یا دستگیری مجرمان فعالیت میکند.
- Die Geheimpolizistin infiltrierte die kriminelle Organisation.پلیس مخفی زن به سازمان جنایتکار نفوذ کرد.
- Als Geheimpolizistin musste sie ihre wahre Identität stets verbergen.او به عنوان یک پلیس مخفی، مجبور بود هویت واقعی خود را همیشه پنهان کند.
- Die Ermittlungen wurden von einer erfahrenen Geheimpolizistin geleitet.تحقیقات توسط یک پلیس مخفی زن باتجربه هدایت شد.