die Gehirnblutung

Aussprache: /ɡəˈhɪʁnˌbluːtʊŋ/
Worttrennung: Ge·hirn·blu·tung
اسم

خونریزی مغزی

Bedeutungen

1

خونریزی در داخل جمجمه که می‌تواند در مغز یا اطراف آن رخ دهد.

  • Die plötzliche Gehirnblutung war lebensbedrohlich.خونریزی مغزی ناگهانی تهدید کننده زندگی بود.
  • Ein hoher Blutdruck kann das Risiko einer Gehirnblutung erhöhen.فشار خون بالا می‌تواند خطر خونریزی مغزی را افزایش دهد.
  • Der Patient erholt sich langsam von der Gehirnblutung.بیمار به آرامی از خونریزی مغزی بهبود می‌یابد.