der Gehirnschlag
سکته مغزی
Bedeutungen
1
قطع ناگهانی جریان خون در بخشی از مغز که منجر به آسیب سلولهای مغزی میشود؛ سکته مغزی.
- Der plötzliche Gehirnschlag traf ihn völlig unerwartet.سکته مغزی ناگهانی او را کاملاً غافلگیر کرد.
- Nach dem Gehirnschlag musste er lange im Krankenhaus bleiben.پس از سکته مغزی، او مجبور شد مدت طولانی در بیمارستان بماند.
- Die Ärzte kämpften um sein Leben nach dem schweren Gehirnschlag.پزشکان پس از سکته مغزی شدید برای نجات جان او تلاش کردند.