die Gehirnwäsche
شستشوی مغزی
Bedeutungen
1
فرآیندی که طی آن فرد مجبور میشود عقاید، باورها یا نگرشهای خود را تغییر دهد، معمولاً از طریق فشار روانی، تلقین یا شکنجه.
- Die Sekte versuchte, neue Mitglieder einer Gehirnwäsche zu unterziehen.فرقه سعی داشت اعضای جدید را تحت شستشوی مغزی قرار دهد.
- Nach der Gefangennahme wurde er einer Gehirnwäsche unterzogen.پس از اسارت، او تحت شستشوی مغزی قرار گرفت.
- Manche Filme stellen die Wirkung von Gehirnwäsche dramatisch dar.برخی فیلمها تأثیر شستشوی مغزی را به صورت دراماتیک نشان میدهند.