اسم
کار بیمحتوا و شلخته، عجله و بیدقتی در کار
جملات نمونه برای Gehudel:
Ich denke, dass jetzt offenkundig wird, mit welchem ''Gehudel'' und mit welcher Chaotik hier vorgegangen wurde.
فکر میکنم اکنون آشکار میشود که با چه کار شلخته و بیقاعدهای و با چه آشفتگیای در اینجا عمل شده است.
Frei will ich leben und also sterben,/ Niemand berauben und niemand beerben/ Und auf das ''Gehudel'' unter mir/ Leicht wegschauen von meinem Tier.
میخواهم آزادانه زندگی کنم و بنابراین بمیرم، / کسی را غارت نکنم و از کسی ارث نبرم / و به این شلوغی و بیقاعدگیِ پیرامونم / از جایگاه حیوانیام به آسانی نگاه کنم.
Die Erzählung "Das Gesetz" von Thomas Mann beschreibt, wie es Moses gelingt, aus dem ''Gehudel'' dem Herrn ein heiliges Volk aufzurichten.
داستان «قانون» اثر توماس مان توصیف میکند که چگونه موسی موفق میشود از میان تودهی بیسرپرست و آشفته، قومی مقدس برای خداوند برپا کند.