das Gelöbnis

Aussprache: /ɡəˈløːpnɪs/
Worttrennung: Ge·löb·nis
اسم

سوگند، عهد و پیمان، سوگند وفاداری

Bedeutungen

1

یک قول یا تعهد جدی، اغلب در حضور خدا یا دیگران، برای انجام یا عدم انجام کاری.

  • Sie legte ein Gelöbnis ab, nie wieder zu rauchen.او سوگند یاد کرد که دیگر هرگز سیگار نکشد.
  • Das Gelöbnis der Treue wurde feierlich gesprochen.سوگند وفاداری با شکوه ادا شد.
  • Er brach sein Gelöbnis und bereute es später.او پیمان خود را شکست و بعداً پشیمان شد.