das Gelöbnis
سوگند، عهد و پیمان، سوگند وفاداری
Bedeutungen
1
یک قول یا تعهد جدی، اغلب در حضور خدا یا دیگران، برای انجام یا عدم انجام کاری.
- Sie legte ein Gelöbnis ab, nie wieder zu rauchen.او سوگند یاد کرد که دیگر هرگز سیگار نکشد.
- Das Gelöbnis der Treue wurde feierlich gesprochen.سوگند وفاداری با شکوه ادا شد.
- Er brach sein Gelöbnis und bereute es später.او پیمان خود را شکست و بعداً پشیمان شد.