der Geldmangel
کمبود پول، بیپولی
Bedeutungen
1
وضعیت یا حالتی که در آن پول کافی برای تأمین نیازها یا پرداخت بدهیها وجود ندارد.
- Wegen des Geldmangels konnte er die Miete nicht bezahlen.به دلیل کمبود پول، او نتوانست اجاره بها را بپردازد.
- Der Geldmangel zwang ihn, sein Auto zu verkaufen.کمبود پول او را مجبور کرد ماشینش را بفروشد.
- Viele kleine Unternehmen leiden unter Geldmangel.بسیاری از کسبوکارهای کوچک از کمبود پول رنج میبرند.