die Geldverlegenheit
مشکل مالی، تنگدستی
Bedeutungen
1
وضعیت دشوار یا اضطراری ناشی از کمبود پول یا مشکلات مالی.
- Wegen unerwarteter Ausgaben geriet er in eine akute Geldverlegenheit.او به دلیل هزینههای غیرمنتظره دچار تنگدستی شدیدی شد.
- Die Familie kämpfte seit Monaten mit Geldverlegenheiten.خانواده از ماهها پیش با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکرد.
- Er musste einen Kredit aufnehmen, um seine Geldverlegenheit zu überbrücken.او مجبور شد برای عبور از تنگدستی خود وام بگیرد.