der Gelegenheitsjob

Aussprache: /ɡəˈleːɡn̩haɪ̯tsˌdʒɔp/
Worttrennung: Ge·le·gen·heits·job
اسم

شغل موقت

Bedeutungen

1

کاری که به طور موقت و اغلب برای مدت کوتاه انجام می‌شود، معمولاً بدون قرارداد بلندمدت و گاهی به صورت پاره‌وقت یا پروژه‌ای.

  • Während des Studiums nahm er verschiedene Gelegenheitsjobs an.او در دوران تحصیل، شغل‌های موقت مختلفی را پذیرفت.
  • Sie sucht einen Gelegenheitsjob, um ihr Taschengeld aufzubessern.او به دنبال یک شغل موقت است تا پول توجیبی خود را افزایش دهد.
  • Viele Studenten finden einen Gelegenheitsjob in den Semesterferien.بسیاری از دانشجویان در تعطیلات ترم، یک شغل موقت پیدا می‌کنند.