der Gelegenheitsjob
شغل موقت
Bedeutungen
1
کاری که به طور موقت و اغلب برای مدت کوتاه انجام میشود، معمولاً بدون قرارداد بلندمدت و گاهی به صورت پارهوقت یا پروژهای.
- Während des Studiums nahm er verschiedene Gelegenheitsjobs an.او در دوران تحصیل، شغلهای موقت مختلفی را پذیرفت.
- Sie sucht einen Gelegenheitsjob, um ihr Taschengeld aufzubessern.او به دنبال یک شغل موقت است تا پول توجیبی خود را افزایش دهد.
- Viele Studenten finden einen Gelegenheitsjob in den Semesterferien.بسیاری از دانشجویان در تعطیلات ترم، یک شغل موقت پیدا میکنند.