der Gelegenheitstäter

Aussprache: /ɡəˈleːɡn̩haɪtsteːtɐ/
Worttrennung: Ge·le·gen·heits·tä·ter
اسم

مجرم اتفاقی، خلافکار فرصت‌طلب

Bedeutungen

1

شخصی که جرمی را نه به صورت حرفه‌ای یا برنامه‌ریزی شده، بلکه به دلیل فرصت پیش آمده یا شرایط خاص مرتکب می‌شود.

  • Der Dieb war kein Profi, sondern ein reiner Gelegenheitstäter.سارق یک حرفه‌ای نبود، بلکه صرفاً یک مجرم اتفاقی بود.
  • Die Polizei hofft, den Gelegenheitstäter bald zu fassen.پلیس امیدوار است که مجرم فرصت‌طلب را به زودی دستگیر کند.
  • Manche Einbrüche werden von Gelegenheitstätern begangen, die nach offenen Fenstern suchen.برخی سرقت‌ها توسط مجرمان فرصت‌طلب که به دنبال پنجره‌های باز هستند، انجام می‌شود.