der Gelegenheitstäter
مجرم اتفاقی، خلافکار فرصتطلب
Bedeutungen
1
شخصی که جرمی را نه به صورت حرفهای یا برنامهریزی شده، بلکه به دلیل فرصت پیش آمده یا شرایط خاص مرتکب میشود.
- Der Dieb war kein Profi, sondern ein reiner Gelegenheitstäter.سارق یک حرفهای نبود، بلکه صرفاً یک مجرم اتفاقی بود.
- Die Polizei hofft, den Gelegenheitstäter bald zu fassen.پلیس امیدوار است که مجرم فرصتطلب را به زودی دستگیر کند.
- Manche Einbrüche werden von Gelegenheitstätern begangen, die nach offenen Fenstern suchen.برخی سرقتها توسط مجرمان فرصتطلب که به دنبال پنجرههای باز هستند، انجام میشود.