das Geleit Aussprache:/ɡəˈlaɪ̯t/Wortzerlegung:Ge·leit اسم همراهی، محافظت، اسکورت جملات نمونه برای Geleit:Die Abgeordneten bekamen freies ''Geleit.''نمایندگان مجلس از محافظت آزاد برخوردار شدند.„Simen Tjing ließ ihm darauf durch die umstehenden Diener das ''Geleite'' bis zum Tore geben.“«سیمن تینگ سپس به خدمتکاران اطرافش دستور داد او را تا دروازه همراهی کنند.»