die Gemeinschaftsaufgabe
وظیفه مشترک، تکلیف گروهی
Bedeutungen
1
کاری که توسط گروهی از افراد به صورت مشترک انجام میشود و نیازمند همکاری است.
- Die Organisation des Schulfestes war eine Gemeinschaftsaufgabe aller Klassen.سازماندهی جشن مدرسه یک وظیفه مشترک برای همه کلاسها بود.
- Diese Gemeinschaftsaufgabe stärkt den Zusammenhalt im Team.این تکلیف گروهی، انسجام تیم را تقویت میکند.
- Die Studenten arbeiteten gemeinsam an der Gemeinschaftsaufgabe.دانشجویان با هم روی تکلیف گروهی کار کردند.