das Gemeinwesen

Aussprache: /ɡəˈmaɪ̯nˌveːzn̩/
Worttrennung: Ge·mein·we·sen
اسم

جامعه، اجتماع، نهاد عمومی

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از افراد که در یک منطقه جغرافیایی خاص زندگی می‌کنند و دارای ساختارها، نهادها و منافع مشترک هستند؛ جامعه.

  • Das Gemeinwesen profitiert von der neuen Bibliothek.جامعه از کتابخانه جدید بهره‌مند می‌شود.
  • Die Bürger engagieren sich für das Wohl des Gemeinwesens.شهروندان برای رفاه جامعه مشارکت می‌کنند.
  • Ein starkes Gemeinwesen braucht funktionierende soziale Strukturen.یک جامعه قوی به ساختارهای اجتماعی کارآمد نیاز دارد.
2

نهاد یا سازمانی که به نفع عموم فعالیت می‌کند و خدمات عمومی ارائه می‌دهد.

  • Die Stadtverwaltung ist ein wichtiger Teil des Gemeinwesens.اداره شهرداری بخش مهمی از نهاد عمومی است.
  • Er hat sich sein Leben lang für das Gemeinwesen eingesetzt.او تمام عمر خود را وقف خدمات عمومی کرد.
  • Die Unterstützung lokaler Vereine stärkt das Gemeinwesen.حمایت از انجمن‌های محلی، نهاد عمومی را تقویت می‌کند.