das Genörgel

Aussprache: /ɡəˈnœʁɡl̩/
Worttrennung: Ge·nör·gel
اسم

غرغر، نق‌نق (مداوم)

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از غرغرها، نق‌نق‌ها یا شکایات مداوم و آزاردهنده.

  • Das ständige Genörgel der Kinder nervte die Eltern.نق‌نق مداوم بچه‌ها والدین را کلافه کرد.
  • Nach dem langen Genörgel gab er endlich nach.پس از غرغرهای طولانی، او سرانجام تسلیم شد.
  • Wir wollen kein Genörgel hören, sondern konstruktive Vorschläge.ما نمی‌خواهیم غرغر بشنویم، بلکه پیشنهادهای سازنده می‌خواهیم.