das Genörgel
غرغر، نقنق (مداوم)
Bedeutungen
1
مجموعهای از غرغرها، نقنقها یا شکایات مداوم و آزاردهنده.
- Das ständige Genörgel der Kinder nervte die Eltern.نقنق مداوم بچهها والدین را کلافه کرد.
- Nach dem langen Genörgel gab er endlich nach.پس از غرغرهای طولانی، او سرانجام تسلیم شد.
- Wir wollen kein Genörgel hören, sondern konstruktive Vorschläge.ما نمیخواهیم غرغر بشنویم، بلکه پیشنهادهای سازنده میخواهیم.