die Genügsamkeit
قناعت، کمتوقعی، رضایت به کم
Bedeutungen
1
صفت یا حالتی که در آن فرد به سادگی و با حداقل امکانات راضی است و نیازهای خود را محدود میکند؛ کمتوقعی و صرفهجویی.
- Seine Genügsamkeit war bewundernswert; er brauchte nicht viel zum Glücklichsein.قناعت او قابل ستایش بود؛ او برای خوشبختی به چیز زیادی نیاز نداشت.
- In Zeiten des Mangels war Genügsamkeit eine wichtige Tugend.در دوران کمبود، قناعت فضیلتی مهم بود.
- Die Genügsamkeit der Mönche ist bekannt.قناعت راهبان شناخته شده است.