die Genügsamkeit

Aussprache: /ɡəˈnyːkzaːmkaɪ̯t/
Worttrennung: Ge·nüg·sam·keit
اسم

قناعت، کم‌توقعی، رضایت به کم

Bedeutungen

1

صفت یا حالتی که در آن فرد به سادگی و با حداقل امکانات راضی است و نیازهای خود را محدود می‌کند؛ کم‌توقعی و صرفه‌جویی.

  • Seine Genügsamkeit war bewundernswert; er brauchte nicht viel zum Glücklichsein.قناعت او قابل ستایش بود؛ او برای خوشبختی به چیز زیادی نیاز نداشت.
  • In Zeiten des Mangels war Genügsamkeit eine wichtige Tugend.در دوران کمبود، قناعت فضیلتی مهم بود.
  • Die Genügsamkeit der Mönche ist bekannt.قناعت راهبان شناخته شده است.