die Genossenschaftsbank
بانک تعاونی
Bedeutungen
1
بانکی که متعلق به اعضای خود (مشتریان) است و توسط آنها اداره میشود و سود آن بین اعضا تقسیم میگردد.
- Ich habe mein Konto bei einer lokalen Genossenschaftsbank eröffnet.من حسابم را در یک بانک تعاونی محلی باز کردم.
- Die Genossenschaftsbank unterstützt kleine Unternehmen in der Region.بانک تعاونی از کسبوکارهای کوچک در منطقه حمایت میکند.
- Als Mitglied der Genossenschaftsbank profitiere ich von besseren Konditionen.به عنوان عضو بانک تعاونی، از شرایط بهتری بهرهمند میشوم.