das Gepräge

Aussprache: /ɡəˈpʁɛːɡə/
Worttrennung: Ge·prä·ge
اسم

نقش، سکه ضرب شده، ویژگی بارز

Bedeutungen

1

تصویر یا طرحی که با فشار بر روی فلز (مانند سکه) یا مواد دیگر ایجاد می‌شود؛ اثر ضربه.

  • Das Gepräge auf der Münze war noch gut erkennbar.نقش روی سکه هنوز به خوبی قابل تشخیص بود.
  • Das Gepräge des Siegels war tief in das Wachs gedrückt.نقش مُهر عمیقاً در موم فشرده شده بود.
  • Wir untersuchten das alte Gepräge des Denkmals.ما نقش باستانی بنای یادبود را بررسی کردیم.
2

ویژگی یا خصوصیت بارز و مشخصه‌ای که چیزی یا کسی را تحت تأثیر قرار می‌دهد یا شکل می‌دهد.

  • Die Stadt trägt das Gepräge der Renaissance.این شهر ویژگی بارز دوره رنسانس را دارد.
  • Seine Reden hatten ein starkes politisches Gepräge.سخنرانی‌های او ویژگی بارز سیاسی قوی داشت.
  • Das Werk zeigt das unverkennbare Gepräge des Künstlers.این اثر ویژگی بارز و غیرقابل انکار هنرمند را نشان می‌دهد.