das Gepränge

Aussprache: /ɡəˈprɛŋə/
Worttrennung: Ge·prän·ge
اسم

شکوه، جلال، تجمل، زرق و برق

Bedeutungen

1

نمایش باشکوه و پر زرق و برق ثروت، قدرت یا مقام؛ تجملات و تزئینات فراوان که برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران به کار می‌رود.

  • Die königliche Hochzeit fand im vollen Gepränge statt, mit Kutschen, Musik und vielen Gästen.عروسی سلطنتی با شکوه تمام، با کالسکه، موسیقی و مهمانان فراوان برگزار شد.
  • Er bevorzugte ein einfaches Leben ohne das Gepränge und den Luxus der Reichen.او زندگی ساده‌ای را بدون شکوه و جلال و تجمل ثروتمندان ترجیح می‌داد.
  • Das Gepränge des Karnevals zieht jedes Jahr Tausende von Besuchern an.زرق و برق کارناوال هر سال هزاران بازدیدکننده را به خود جلب می‌کند.