der Gerichtsstand

Aussprache: /ɡəˈrɪçt͡sʃtant/
Worttrennung: Ge·richts·s·tand
اسم

صلاحیت قضایی، محل صلاحیت دادگاه

Bedeutungen

1

محل یا حوزه‌ای که یک دادگاه خاص در آن صلاحیت رسیدگی به دعاوی را دارد؛ همچنین به معنای صلاحیت کلی یک دادگاه برای رسیدگی به یک پرونده خاص.

  • Der Gerichtsstand ist am Wohnort des Beklagten.محل صلاحیت دادگاه در محل اقامت خوانده است.
  • Wir müssen den richtigen Gerichtsstand für diese Klage bestimmen.ما باید محل صلاحیت قضایی مناسب برای این دعوی را تعیین کنیم.
  • Der Gerichtsstand kann vertraglich vereinbart werden.محل صلاحیت قضایی می‌تواند به صورت قراردادی توافق شود.