die Gerichtsvollzieherin

Aussprache: /ɡəˈrɪçt͡sfɔlt͡siːərɪn/
Worttrennung: Ge·richts·voll·zie·he·rin
اسم

مأمور اجرای احکام (زن)، ضابط دادگستری (زن)

Bedeutungen

1

کارمند زن که وظیفه اجرای احکام قضایی مانند توقیف اموال، وصول بدهی‌ها یا تخلیه ملک را بر عهده دارد.

  • Die Gerichtsvollzieherin hat die Möbel des Schuldners beschlagnahmt.مأمور اجرای احکام، اثاثیه بدهکار را توقیف کرد.
  • Sie informierte die Gerichtsvollzieherin über die Adresse des Beklagten.او آدرس خوانده را به مأمور اجرای احکام اطلاع داد.
  • Die Arbeit einer Gerichtsvollzieherin ist oft nicht einfach.کار یک مأمور اجرای احکام اغلب آسان نیست.