die Gerichtsvollzieherin
مأمور اجرای احکام (زن)، ضابط دادگستری (زن)
Bedeutungen
1
کارمند زن که وظیفه اجرای احکام قضایی مانند توقیف اموال، وصول بدهیها یا تخلیه ملک را بر عهده دارد.
- Die Gerichtsvollzieherin hat die Möbel des Schuldners beschlagnahmt.مأمور اجرای احکام، اثاثیه بدهکار را توقیف کرد.
- Sie informierte die Gerichtsvollzieherin über die Adresse des Beklagten.او آدرس خوانده را به مأمور اجرای احکام اطلاع داد.
- Die Arbeit einer Gerichtsvollzieherin ist oft nicht einfach.کار یک مأمور اجرای احکام اغلب آسان نیست.