die Germanistin
متخصص زبان و ادبیات آلمانی (زن)، ژرمنیست (زن)
Beispiele
- Er war so perfekt wie aus dem Mund einer ''Germanistin''.او به قدری بینقص بود که انگار از دهان یک متخصص زبان و ادبیات آلمانی (زن) بیرون آمده بود.
متخصص زبان و ادبیات آلمانی (زن)، ژرمنیست (زن)