der Geruchswortschatz
واژگان بویایی، گنجینه لغات مربوط به بو
Bedeutungen
1
مجموعه واژگانی که برای توصیف بوها، رایحهها و عطرها به کار میروند.
- Ihr Geruchswortschatz war beeindruckend; sie konnte jeden Duft genau beschreiben.گنجینه لغات بویایی او چشمگیر بود؛ او میتوانست هر رایحهای را دقیق توصیف کند.
- Der Parfümeur verfügt über einen reichen Geruchswortschatz.عطر ساز دارای واژگان بویایی غنی است.
- Wir lernten neue Wörter, um verschiedene Gerüche zu klassifizieren, und erweiterten so unseren Geruchswortschatz.ما کلمات جدیدی برای طبقهبندی بوهای مختلف یاد گرفتیم و بدین ترتیب گنجینه لغات بویایی خود را گسترش دادیم.