das Gesäß
باسن
Bedeutungen
1
قسمت پشتی بدن انسان یا حیوان که شامل استخوانهای لگن و عضلات مربوطه است؛ باسن.
- Er saß auf seinem Gesäß auf dem Stuhl.او روی باسنش روی صندلی نشست.
- Nach dem Sturz hatte sie Schmerzen im Gesäß.پس از سقوط، او در ناحیه باسن درد داشت.
- Der Arzt untersuchte das Gesäß des Patienten.پزشک باسن بیمار را معاینه کرد.