der Gesamtstaat

Aussprache: /ɡəˈzamtʃtaːt/
Worttrennung: Ge·samt·s·taat
اسم

دولت فدرال، کشور واحد

Bedeutungen

1

یک دولت یا کشور واحد که شامل تمام مناطق و نهادهای زیرمجموعه خود است؛ در مقابل دولت‌های فدرال که قدرت بین دولت مرکزی و ایالت‌ها تقسیم می‌شود.

  • Die Schweiz ist ein Bundesstaat, kein Gesamtstaat im engeren Sinne.سوئیس یک دولت فدرال است، نه یک کشور واحد به معنای دقیق کلمه.
  • Der Gesamtstaat hat die alleinige Zuständigkeit für Außenpolitik.کشور واحد مسئولیت انحصاری سیاست خارجی را دارد.
  • Die Verfassung definiert die Befugnisse des Gesamtstaates.قانون اساسی اختیارات کشور واحد را تعریف می‌کند.