die Geschäftigkeit
جنب و جوش، فعالیت زیاد، پرمشغله بودن
Bedeutungen
1
وضعیت یا حالت پرکار بودن، فعالیت زیاد و جنب و جوش، به ویژه در محیط کار یا در طول یک رویداد.
- Die Geschäftigkeit auf dem Markt war enorm.جنب و جوش در بازار عظیم بود.
- Trotz der frühen Stunde herrschte schon große Geschäftigkeit.با وجود ساعت اولیه صبح، جنب و جوش زیادی برپا بود.
- Seine ständige Geschäftigkeit machte ihn erfolgreich.فعالیت مداوم او باعث موفقیتش شد.