die Geschäftsreise

Aussprache: /ɡəˈʃɛft͡sˌraɪ̯zə/
Worttrennung: Ge·schäfts·rei·se
اسم

سفر کاری، ماموریت کاری

Bedeutungen

1

سفری که فرد به منظور انجام امور شغلی یا تجاری انجام می‌دهد و معمولاً توسط کارفرما تأمین مالی می‌شود.

  • Ich bin nächste Woche auf einer Geschäftsreise in Berlin.من هفته آینده در یک سفر کاری در برلین خواهم بود.
  • Die Kosten für die Geschäftsreise wurden vom Unternehmen übernommen.هزینه‌های سفر کاری توسط شرکت تقبل شد.
  • Er plant eine Geschäftsreise nach Asien, um neue Kontakte zu knüpfen.او برای ایجاد ارتباطات جدید، سفری کاری به آسیا را برنامه‌ریزی می‌کند.