die Geschäftsstelle
شعبه، دفتر کسبوکار
Bedeutungen
1
یک مکان فیزیکی که در آن یک شرکت یا سازمان فعالیتهای تجاری خود را انجام میدهد؛ شعبه یا دفتر نمایندگی.
- Ich muss zur Geschäftsstelle gehen, um das Formular abzugeben.من باید به شعبه بروم تا فرم را تحویل دهم.
- Die neue Geschäftsstelle wird im Stadtzentrum eröffnet.شعبه جدید در مرکز شهر افتتاح خواهد شد.
- Bitte kontaktieren Sie unsere zentrale Geschäftsstelle für weitere Informationen.لطفاً برای اطلاعات بیشتر با دفتر مرکزی ما تماس بگیرید.
2
دفتر یا محلی که خدمات اداری یا تجاری خاصی ارائه میدهد، مانند دفتر خدمات مشتری یا دفتر ثبت نام.
- Die Geschäftsstelle der Versicherung ist für Sie da.دفتر بیمه برای شما آماده خدمترسانی است.
- Man kann sich in dieser Geschäftsstelle für den Kurs anmelden.میتوان در این دفتر برای دوره ثبت نام کرد.
- Die Geschäftsstelle der Universität vergibt die Abschlusszeugnisse.دفتر دانشگاه مدارک فارغالتحصیلی را صادر میکند.